لطفا کمي صبر کنيد...

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست -- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
بوي ياس
دلم دلتنگ بوي ياس
خودكاري به رنگ گل ياس در جيبم
موقعي كه مي نويسم تمام صفحهْ سفيد، بوي يار مي دهد
با هر كشيدن ، قلمم تغيير مي كند
به رنگ سپيد
با طعم ياس
قلم آفرينش سپيد بود
كشيدم بر لوح خلقت
بنام ياس ، بنام سپيد
بوي خوشش ، اصول آفرينش را ترسيم مي كند
آرزوي ياس ،
چيدني نيست
بوئيدني نيست
كشيدني است.
پنج شنبه آبان ماه 1388
گريه هاي عاشقانه (بمناسبت رحلت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله)
بشوي اوراق اگر همدرس مايي
كه درس عشق در دفتر نباشد
در حديثي از معصوم آمده است: بكائين ( گريه كنندگان بسيار) 5 نفرند:1- حضرت آدم (عليه السلام) 2- حضرت يعقوب(عليه السلام) 3- حضرت يوسف(عليه السلام) 4- حضرت زين العابدين(عليه السلام) 5- حضرت صديقه طاهره( سلام الله عليها)
وجه مشترك تمام گريه كنندگان عشق است.با مروري در تاريخ در مي يابيم كه هر يك از اين پنج نفر بعلت عشق و دغدغه اي كه ميتواند باعث پاكي روح و برتري دادن فضيلت وپاكي بر رذالت وپلشتي باشد در زمرهْ اولياي الهي قرار گرفته اند. گريه وعشق دوسر يك خط هستند كه وقتي بهم متصل مي شوند ، مبدل به سرزميني مي شود كه محل نزول ارواح و ملائكه قرار مي گيرد. اگر گريه را نتيجه احساس و شور و عشق را ثمره شعور و معرفت بدانيم، دايره مصاديق آن بسيار محدود خواهد شد كه اين پنج نفر را مي توان داخل ذر اين دايره دانست.
وجود مبارك رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) وقتي حال مطهرش دگرگون شد ، تنها كسي كه بربالين آن حضرت بود، وجود مبارك اميرالمومنين بود. حضرت امير مي فرمايد: سر مطهر پيغمبرروي سينهْ من بود، اسرار الهي نبوت ورسالت را به من گفت. كم كم بدن مطهرش سرد شد، آنگاه در چهارچوب احساس ، روشني مرد!
ستاره در آسمان فروشد بسان چشمه اي كه خشك شد، حتي يك قطره پرتو در آن نماند تا به ماننده فريب سراب چشمها را بسوي خود كشاند.
آواي زهرا درهر فرياد وهرآه ، با هرشيون وغوغا ، فضا را ميشكافت. زهرا خبر رحلت پدرش را بگوش آسمان ميرسانيد:
«وا پدرم!.... واپدرم!»
گويي كه اين پيام مرگ از آن گاه كه از لبان زهرا بيرون تراويده، در هر قلب ، آتشي زبانه كشان برافروخته كه تاكنون و تا روز رستاخيز برپهنهْ زمين مي خزد.... وچگونه چنين نباشد در حالي كه زهرا با آن، سوگ انسانيت را پيام مي دهد.
حضرت زهرا (سلام الله عليها) در خطبهْ فدكيه ميفرمايد: خداوند بواسطه لطف ومحبتي كه به رسولش داشت اورا قبض روح كرد تا از مشكلات اين عالم نجات يافته وبه جوار رحمت خداوندي نايل شود.
فاطمه، سرور آدميان را بدرود مي گويد....
بر مهرباني ومدارايي مي گريد كه در نهاد آن ستوده مرد به نمايش در آمده بود.
او آواز فرشتگاني را مي شنيد كه براي پذيرا شدن پدرش با شادماني مي سرايند:
در زمين اشك ها بود وناله ها.....
در آسمان سرودها وترانه ها......

عقل و انقلاب
دکتر عبد الکریم سروش
انقلاب، انفجار داغ عاطفه نفرت است. رها شدن انرژي عاطفي ويرانگر است و اين با سردي عقل تحليلگر هيچ قرابتي ندارد. نفرتي كه به دنبال ويران كردن سنّـت و سلطنت و مالكيّت و ... است چه شباهتي دارد با عقلي كه به دنبال شناختن و معرفت است؟
در انقلابها نوعاً، سهم عشق و سهم عاطفه به خوبي ادا ميشود امّا سهم عقل به خوبي ادا نميشود. چندي ميگذرد تا رهبران انقلاب به عقلانيت رو آورند و سازندگي پيشه كنند و بر ويرانيها ضبط و مهار بنهند.
انصاف بايد داد، انقلاب بدون عقلانيّت نيست، امّا اين عقلانيت بيشتر در نفي عقلانيّت پيشين جلوه ميكند. انقلابيون بهتر ميدانند كه چه چيز را نميخواهند و تا پيدا كنند كه چه چيز ميخواهند راه بلندي در پيش دارند. انقلابيون آرمانگرايان آتشيني هستند كه در برآورد توانايي خود دچار توهّم ميشوند، گمان ميكنند به سرعت ميتوانند سنّتها و انسانها را عوض كنند و سنن و آدميان تازه به جاي آنها بنشانند. هر انقلابي، به درجات، آنارشيست است و اگر از اين عنصر آنارشيسم هيچ نشاني در ميان نباشد، انقلابي در كار نيست.
طيف رنگارنگ واقعيت، در انقلابها رنگ ميبازد و به دو رنگ سياه و سپيد تقليل مييايد: گذشته بد، آينده خوب، ضدانقلاب بد، انقلابي خوب و ... بدين شيوه راه را بر داوري عقل تحليلگر كه به دنبال تقسيمبنديهاي ظريف واقعنماست بسته ميشود.
در انقلابها تنها يك معيار براي نيك و بد وجود دارد و آن خودِ انقلاب است، و اين عين بيمعياري است. نه تنها انقلاب خوب است، بلكه اصلاً خوب، انقلابي است! وقتي چيزي خود ترازو و معيار خود شد، سرآغاز بيعقلي (irrationelity) است.
كار عاقلان در عرصه انقلابها، برگرداندن موج انقلاب نيست. چنين تواناييهايي را ندارند. كارشان كم كردن ويرانيها و راندن انرژيها از پريشاني و ويراني به سوي ساماندهي است. و من خود كه در دل يك انقلاب زيسته و مسؤوليتهايي را به عهده داشتهام، اين حقيقت را با دل و جان آزمودهام.
كسانيكه انقلابي را ديدهاند، با تمام وجود ميفهمند كه چه گناهكارند كسانيكه راهي به جز انقلاب به روي مردم باز نميگذارند. اولين سرمايهاي كه در انقلاب قرباني ميشود عقلانيّت است و آخرين چيزي كه به خانه خويش بازميگردد عقلانيت است، اگر بازگشتي در كار باشد.
از ميان رقباي سهگانه عقل: وحي و عشق و انقلاب، اين سوّمي از همه بيرحمتر و عقل ستيزتر است.
وحي، كم و بيش داد و ستد تاريخي معقولي را با عقل سامان داده است، كه ميتواند به سود هر دو طرف باشد. عشق هم همواره كالايي نادر نزد اقليّتي كوچك بوده است و در عين شورآفريني شرّآفرين نبوده است.
از انقلابهاي همهگير، كه نه زيبايي عشق را دارند و نه قداست وحي را، بايد به خدا پناه برد. كه هم جانها را ميستانند هم خردها را. عاقلان قوم، مسؤوليت دارند كه در تدبيرهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي، راه را به سوي نظمي عاقلانه و عادلانه بگشايند تا حاجت به ويرانگري و خردستيزي انقلابي نيفتد. حافظ، شاعر ايراني قرن چهاردهم ميگفت:
ساقي به جام عدل بده باده تا گدا غيرت نياورد كه چنان پربلا كند
يعني: عدالت را بگستريد تا حاجت به انقلاب نيفتد.
ارائه شده به سمينار «لغتنامه فلسفي» در رم، ايتاليا، نوامبر 2006
| ||
|
محمدعلي سپانلو -شاعر- اظهار داشت: مسلما از آنجايي كه حوادث اجتماعي بر ادبيات تأثير بسياري ميگذارند، انقلاب اسلامي بهمن 57 نيز بر ادبيات معاصر فارسي تأثيراتي داشته است. زيرا او اصلا شعري سياسي ندارد. من در «هزار و يك شعر» تا حدودي سعي كردهام شعرهايي را جمعآوري كنم كه مقايسه شعر قبل و بعد از انقلاب براي پژوهشگران تا حدودي ساده شود. |
سراینده :خانم زهرا لبافی دانش آموخته فلسفه از دانشگاه امام صادق (علیه السلام)
چو ما را چشم عبرت بین تباه است
کجا دانیم کاین گل یا گیاه است .نظامی
وزير امور خارجه آمريکا گفت ما طرفدار اينترنتي هستيم که همه انسانها به طور يکسان به اطلاعات و نظرات در ان دسترسي داشته باشند
هيلاري کلينتون در کنفرانس ازادي اينترنت در واشنگتن گفت گسترش شبکه هاي اطلاعاتي سيستم عصبي جديدي را براي سياره زمين ايجاد کرده است و از طريق آن ميتوان بلافاصله از حوادثي که در جهان رخ ميدهد مطلع شد.
وي افزود تا کنون جريان اطلاعات تا اين حد آزاد و سريع نبوده است؛ جريان آزاد اطلاعات و شبکههاي اينترنتي به مردم کمک ميکند تا حقايق جديدي را کشف کنند و دولتها را هم مسئوليت پذير و پاسخگوتر ميکنند؛ در واقع هرچه جريان اطلاعات ازادتر باشد جوامع قويتر ميشوند.
وزير خارجه امريکا تاکيد کرد با وجود همه منافع و خوبيهايي که اين مسئله دارد، چنين ابزاري ممکن است مورد سوء استفاده قرار گيرد و مانع پيشرفت انسانها و توسعه حقوق سياسي انها شود.
همانطوريکه از فولاد ميتوان هم بيمارستان ساخت هم اسلحه، از انرژي اتمي ميتوان بمب اتم توليد کرد و شهري را خراب کرد يا از ان برق توليد و شهر را روشن کرد.
چنين فن اوريهايي هم کاربرد خوب دارد هم کاربرد بد. چنين شبکههاي اينترنتي و اطلاعاتي که باعث تشکيل جنبشهاي ازاديخواهانه ميشود ميتواند به عنوان ابزاري در دست القاعده براي پاشيدن بذر تنفر و خشونت باشد.
چنين فن اوري که مي تواند باعث پاسخگويي دولتها شود همچنين ميتواند توسط دولتها براي سرکوب مخالفان و نقض حقوق بشر استفاده شود.
سال گذشته ما شاهد افزايش تهديد عليه جريان ازاد اطلاعات بوديم. چين، تونس، ازبکستان سانسور اينترنت را افزايش دادهاند. در ويتنام دسترسي مردم به سايتهاي اجتماعي حذف شده است. جمعه گذشته در مصر سي وبلاگ نويس و فعال اينترنتي بازداشت شدند. در حالي که گسترش چنين فناوريهايي باعث تغيير جهان ما ميشود، روشن نيست که اين تغييرات چه تاثيري بر حقوق بشر و رفاه انسانها دارد.
وي تاکيد کرد هم اکنون ضرورت دارد که از ازاديهاي انسان در جبهه ديجيتالي در قرن بيست و يکم محافظت کنيم.
بنقل از واحد مرکزی خبر