لطفا کمي صبر کنيد...

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست -- عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
چو ما را چشم عبرت بین تباه است
کجا دانیم کاین گل یا گیاه است .نظامی
وزير امور خارجه آمريکا گفت ما طرفدار اينترنتي هستيم که همه انسانها به طور يکسان به اطلاعات و نظرات در ان دسترسي داشته باشند
هيلاري کلينتون در کنفرانس ازادي اينترنت در واشنگتن گفت گسترش شبکه هاي اطلاعاتي سيستم عصبي جديدي را براي سياره زمين ايجاد کرده است و از طريق آن ميتوان بلافاصله از حوادثي که در جهان رخ ميدهد مطلع شد.
وي افزود تا کنون جريان اطلاعات تا اين حد آزاد و سريع نبوده است؛ جريان آزاد اطلاعات و شبکههاي اينترنتي به مردم کمک ميکند تا حقايق جديدي را کشف کنند و دولتها را هم مسئوليت پذير و پاسخگوتر ميکنند؛ در واقع هرچه جريان اطلاعات ازادتر باشد جوامع قويتر ميشوند.
وزير خارجه امريکا تاکيد کرد با وجود همه منافع و خوبيهايي که اين مسئله دارد، چنين ابزاري ممکن است مورد سوء استفاده قرار گيرد و مانع پيشرفت انسانها و توسعه حقوق سياسي انها شود.
همانطوريکه از فولاد ميتوان هم بيمارستان ساخت هم اسلحه، از انرژي اتمي ميتوان بمب اتم توليد کرد و شهري را خراب کرد يا از ان برق توليد و شهر را روشن کرد.
چنين فن اوريهايي هم کاربرد خوب دارد هم کاربرد بد. چنين شبکههاي اينترنتي و اطلاعاتي که باعث تشکيل جنبشهاي ازاديخواهانه ميشود ميتواند به عنوان ابزاري در دست القاعده براي پاشيدن بذر تنفر و خشونت باشد.
چنين فن اوري که مي تواند باعث پاسخگويي دولتها شود همچنين ميتواند توسط دولتها براي سرکوب مخالفان و نقض حقوق بشر استفاده شود.
سال گذشته ما شاهد افزايش تهديد عليه جريان ازاد اطلاعات بوديم. چين، تونس، ازبکستان سانسور اينترنت را افزايش دادهاند. در ويتنام دسترسي مردم به سايتهاي اجتماعي حذف شده است. جمعه گذشته در مصر سي وبلاگ نويس و فعال اينترنتي بازداشت شدند. در حالي که گسترش چنين فناوريهايي باعث تغيير جهان ما ميشود، روشن نيست که اين تغييرات چه تاثيري بر حقوق بشر و رفاه انسانها دارد.
وي تاکيد کرد هم اکنون ضرورت دارد که از ازاديهاي انسان در جبهه ديجيتالي در قرن بيست و يکم محافظت کنيم.
بنقل از واحد مرکزی خبر
|
دانشنامه امام حسين عليه السلام (14 مجلد) |
|
محمد محمدي ري شهري , ترجمه: عبدالهادي مسعودي |
در آستانه محرم سال 1431 ق دانشنامه امام حسین علیه السلام در چهارده مجلد منتشر شد. حجت الاسلام و المسلمین ری شهری که پیشتر دانشنامه امام علی علیه السلام را منتشر کرده بود، پس از چند سال کار مداوم به همراه جمعی از پژوهشگران دارالحدیث اثر تازه را منتشر کردند.
این متن که عربی – فارسی است، در یک طرف متن عربی و در صفحه مقابل متن فارسی را ارائه کرده است. دانشنامه در این تعبیر به معنای گردآوری همه آن مطالبی است که در باره امام حسین وجود دارد.
مجلد نخست آن فضائل امام حسین است که از مصادر معتبر گردآوری شده است.
مجلد دوم همچنان در باره خصائص حضرت، دلایل امامت و تاریخ زندگی وی تا روزگار عثمان است.
مجلد سوم در باره خلافت یزید، پیشگویی در باره شهادت امام حسین و داستان بیعت نکردن امام با یزید است
مجلد چهارم در باره مسلم و شهادت جمعی دیگراز شیعیان امام حسین پیش از کربلاست
مجلد پنجم در باره رخدادهای از مکه تا کربلا و تحلیلی در باره علت سفر امام حسین به عراق است و بخش نهایی آن محاصره امام حسین توسط دشمنان است.
مجلد ششم شروع نبرد در کربلا و ماجرای شهادت یاران امام حسین است.
مجلد هفتم شهادت اهل بیت از جمله شهادت خود امام حسین است.
مجلد هشتم رخدادهای از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام و از آنجا تا مدینه است.
مجلد نهم بازتاب قیام کربلا و سرنوشت برخی از قاتلان امام حسین و اصحاب اوست.
مجلد دهم در باره گریه بر امام حسین، سیر تاریخ عزاداری برخی از مراثی مشهور و تاکید بر زیارت امام حسین است.
مجلد یازدهم و دوازدهم در باره آداب زیارت امام حسین و زیارات وارده است.
مجلد سیزدهم و چهاردهم حکمت ها و احادیث رسیده از امام حسین است
علي نامه (منظومه اي کهن سروده سال 482) (مشتمل بر 12 هزار بيت)
علی نامه منظومه ای است کهن که در سال 482 سروده شده و سراینده آن که ناشناخته مانده شخصی متخلص به ربیع است. یک نسخه از این اثر در ترکیه برجای مانده که در کتابخانه و موزه قونیه است و حدود سده هفتم کتابت شده است.
از تاریخ سرایش آن به دست می آید که فاصله آن با شاه نامه نزدیک است و قرابت نام آن به علی نامه نوعی بستر فرهنگی واحد را با دو نگاه متفاوت نشان می دهد. سالها پیش استاد شفیعی کدکنی مقاله ای در باره این کتاب که اکنون متن تصویری کامل آن یعنی سیصد برگ که ششصد صفحه می شود منتشر شده، نوشتند که در نشریه دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد منتشر شد. همان مقدمه طبعا با اصلاحاتی در مقدمه این متن چاپی نهاده شده است. عبارت نخست آن چنین است: تا به چشم خود ندیدم باور نکردم. شما نیز حق دارید که باور نکنید: یک حماسه منظوم پارسی. در مناقب و مغازی امام علی بن ابی طالب (ع) از قرن پنجم، یعنی حدود نیم قرن بعد از نشر شاهنامه فردوسی و در حج حدود دوازده هزار بیت با اسلوبی کهن و نوادری از لغات و ترکیبات که گاه در فرهنگها شواهد آن را به دشواری می توان یافت.
این مقدمه از صفحه یازده آغاز و تا صفحه هفتاد و پنج ادامه می یابد.
مقدمه دیگری از آقای امیدسالار با عنوان ملاحظاتی در باره نسخه خطی علی نامه از صفحه هفتاد و هفت تا هشتاد و هشت آمده است. پس از آن متن تصویری کتاب آمده که 300 برگ است و در پایان فهارس کتاب آمده است.
کتاب به لحاظ محتوای تاریخی مشتمل بر جنگ جمل و صفین است و به صورت مجلس مجلس ادامه می یابد. هشت مجلس از حرب جمل آمده و در صفحه 122 (برگ 62) پایان می یابد. سپس حرب صفین آغاز می شود که آن هم دوازده مجلس است.
اما این که این کتاب برابر شاه نامه سروده شده از اشعاری از آن کاملا آشکار است:
به شه نامه خواندن مزن لاف تو
نظر کن در آثار اشراف تو
تو از رستم و طوس چندین مگوی
درین کوی بیهوده گویان مپوی
که مغ نامه خواندن نباشد هنر
علی نامه خواندن بود فخر و فر
ره پهلوانان مکن آرزوی
بپرهیز از راه بی دین روی
که کرامیان از حسد را چنین
کتابی نو انگیختند بعد از این
بماند ز تو یادگاری دراز
میان خلایق بدان عز و ناز
علی نامه و حمزه نامه بچند
بخوانند که این هست بس ناپسند
بفرمود فردوسی آن را زمان
که تصنیف کن تو کتابی چنان
ز شاهان پیشین سخن یاد کن
دل غمگنان را بدان شاد کن
بکن شاهنامه مرو را تو نام
به رغبت نمایند همه خاص و عام
بدین ترتیب عقیده سراینده علی نامه آن است که سلطان محمود غزنوی که کرامی است و کرامیان شهرت به دشمنی با اهل بیت در خراسان داشتند به تشویق فردوسی در سرایش شاهنامه پرداخته اند تا گفتار اهل دین به فراموشی سپرده شود.
افكار ملتها در آينۀ گوگل
گوگل، نيرومندترين پايگاه جستجوي اينترنتي، از يكي از نهانيترين رازهايش پرده برداشته است: چه ملتي در گوگل دنبال چه مي گردد؟ كدام ملت مشتاقانه دنبال دمكراسي است؟ چه كسي مؤمنانه دنبال الله يا مسيح است؟ چه جماعتي بيش از ديگران واژه هاي «مخدر» يا «سكس» را در سايت جستجوي گوگل تايپ مي كند؟ اسرار هيچ ملتي پرده پوشي نشده است.
بنا به گزارش گوگل، پاكستاني ها بيش از ملتهاي ديگر دنبال «كاريكاتور دانماركي» مي گردند. در تايپ واژۀ «سكس» هم از ديگران جلوترند. ملت همسايه و رقيب آنها، هند، با فاصله اي اندك در مرتبۀ بعدي جاي قرار دارد.
سايت ِ قياسي ـ آماري ِ گوگل كه به تازگي راه افتاده نشان مي دهد هر واژه يا عبارتي چند بار موضوع جستجوي كاربران چه كشور و شهري بوده است. اين فهرست قدر مطلق جستجوها، مثلا، در پي «غذاي گربه» را ثبت مي كند. سپس محاسبه مي كند ده كشوری كه بيش از عبارتي ديگر ـــ مثلا «غذاي سگ» ــــ دنبال اين واژه بوده اند كدامند.
احتمال دارد سايت محاسب گوگل سبب واكنشهايي آميخته به بهت و حيرت، شرمندگي و خنده در سراسر جهان شود. در حالي كه گوگل بر تلاش خويش براي حفظ موضوعهاي خصوصي اشخاص پاي مي فشرد، سايت جديد محرميت جمعي ملتها را، اگر چنين چيزي وجود خارجي داشته باشد، ذرّه اي پنهان نمي كند ــــ مثلا رعايت اين حق كه بريتانيايي ها نخواهند كسي بداند چقدر دنبال واژۀ «دستنبند پليس» مي گردند، يا رهبران چين نخواهند كسي بفهمد زبان ماندارين پس از انگليسي دومين زباني است كه تكرار جستجو براي واژۀ «دموكراسي» در آن غالب است، يا تمايل مقامهاي جاهاي ديگر كه نخواهند كسي بو ببرد كاربران عرب زبان ندرتـاً دنبال واژۀ «دموكراسي» مي گردند.
گوگل علاقه به سياستمداران را هم ـــ در كنار كشورها، مارك كالاها و هر چيزي كه مردم به دنبال دانستن آن مي گردند ـــ رده بندي مي كند. اكنون كساني كه خيلي از خودشان خوششان مي آيد (و مردم مدام اسمشان را در گوگل جستجو مي كنند) مي توانند ببينند چند نفر اهل كجا اسمشان را تايپ كرده اند، و مهمتر اينكه اسم آنها را بيشتر تايپ كرده اند يا اسم رقيبانشان را.
در هند اين گمان كه سونيا گاندي قدرت پشت ِ مانموهان سينگ، نخست وزير، است با نتايج رده بندي گوگل تقويت مي شود. گاندي به عنوان رهبر حزب كنگره 50 درصد بيش از سينگ جستجوكننده دارد.
رفتار كاربران فرانسوي هم كشمكش بر سر قدرت را روشن مي كند. نيكلاس ساركوزي، وزير كشور، يكتنه به اندازۀ مجموع رقيبانش، پرزيدنت ژاك شيراك و نخست وزير دومينيك دو ويلپن، جستجوكننده دارد.
شاخص گوگل مي تواند براي سياستمداراني كه شمار آرايشان رو به كاهش دارد مايۀ قوت قلب باشد زيرا نشان مي دهد افراد چند بار دنبال يك اسم گشته اند، نه اينكه آيا صاحب آن اسم را دوست دارند يا نه. به عنوان مصداق حرف ماكياولي در عصر وب، اگر قرار بر انتخاب ميان محبت يا كنجكاوي باشد، بهتر است مردم دنبال اسم شهريار ــــ يا رئيس جمهور يا نخست وزير ـــ بگردند تا اينكه دوستش داشته باشند.
جرج بوش در ميان جستجوگران روسي دست كم هفت بار بيش از همتايش در خود روسيه، ولاديمير پوتين، خواستار دارد. در ميان كاربران فرانسوي پنجاه درصد بيش از شيراك، و در ميان ايرانيان دو برابر محمود احمدي نژاد جستجوگر دارد.
تمام داده هاي اين سايت خلاف انتظار نيست. مردم شهرهاي بستن و مينياپوليس در آمريكا، و هاليفاكس و نوا اسكوشا در كانادا بيش از ديگران دنبال اطلاعات مربوط به دستكش مي گردند. اهالي دوبلين ظاهرا بيش از ساير خلايق حواسشان پي آبجو گينس است، و مردم پاكستان و هند ركوردداران جهان در جستجو براي جهيزيه اند.
برخي يافته هاي ديگر عجيب تر و توضيح آنها دشوارتر است. در عربستان گرچه همجنسخواهي مجازات مرگ دارد، آن كشور در ميان جستجوگران «همجنسبازي» بعد از فيليپين در مرتبۀ دوم است. و نگاه كنيم به فهرست مردمان كشورهايي كه پي واژۀ «عشق» به زبان فرانسه مي گردند. نام شهر پاريس كه به مأمن عشاق شهرت دارد در اين فهرست ديده نمي شود. مرتبۀ اول تا سوم ده نام فهرست عشق جويان از آن ِ شهرهاي رباط در مراكش، الجزيره و تونس است.
يافته هاي ديگر همان است كه انتظارش مي رود. بيشترين جستجوكنندگان كلمۀ الله از كشورهاي اسلامي اند اما با نقل مكان واقعيتهاي اجتماعي، اين كلمه بيشتر در گوگل به زبان هلندي جستجو مي شود تا در زبان عربي. سايتهاي نروژي، فرانسه، هلندي، سوئدي و آلماني بيشترين جستجو براي الله را در خود ثبت كرده اند.
در هند و پاكستان كه اغلب گمان مي رود از امتياز صحبتكردن به انگليسي با لهجۀ بريتانيايي، گرچه بدون زيورها و پيرايه هاي زباني ِ آن گويش، برخوردارند، سايت گوگل نشان مي دهد اين امتياز تا چه محدود به نخبگان شهرنشين است و چه شمار عظيمي از مردم براي به دست آوردن مشاغلي در مراكز ارتباطات جديد منطقه دلمشغول بالابردن سطح زبان خويش اند. اين دو كشور از نظر جستجو براي «بهبود انگليسي» و «آموزش ارتباطات» در صدر فهرست شاخص گوگل جاي دارند.
گرچه گمان مي رود واژۀ «تفنگ» مترادف نام ايالات متحدۀ آمريكا است، شمار فزايندۀ آدم ربايي و قتل در آمريكاي لاتين شايد سبب كشاندن جستجوگران اين كلمه به سايت گوگل شده باشد. شهر بوئنوس آيرس در آرژانتين در صدر شهرهاي تفنگجو، و خود كشور از اين نظر از ايالات متحده جلو زده است. شيلي، مكزيك و پرو هم در فهرست ده كشور مشتاق اطلاعات دربارۀ سلاح قرار دارند. و گرچه دولت جديد شيلي اعلام كرده است خشونت گروههاي نئونازي را سركوبي خواهد كرد، اين دار و دسته ها در شهر سانتياگو و كلا كشور شيلي بيش از هر جاي ديگر جستجوكننده دارند.
از سيستم گوگل مي توان خواست دربارۀ تك تك كشورها اطلاعات خواست تا بتوان مثلا نتيجه گرفت مردمان افغانستان، ايران، عراق و عربستان سعودي تا چه اندازه دنبال كلمۀ «دموكراسي» مي گردند. دولت بوش احتمالا از پاسخ گوگل به درخواست چنين محاسبهاي براي هر يك از اين كشورها خشنود نخواهد شد: «واژۀ مورد نظر شما» ــــ يعني دموكراسي در فارسي يا عربي ـــ «به آن اندازه جستجو نشده كه بتوان براي آن نمودار رسم كرد.»
بنقل از سایت آقای محمد قائد

چگونه می توان ایرانی بود؟
پاسخ به این پرسش ،جوانب متعددی را میطلبد ولی در اینجا فقط به یک جنبه آن توجه میکنم و سایر جوانب را به کنکاش خواننده فهیم واگذار میکنم. برای آنکه جواب با لطافت علمی همراه باشد از استاد مرحوم دکتر عبد الحسین زرین کوب مدد می گیرم. شما میتوانید برای جواب مفصل به کتاب " از چیزهای دیگر" مراجعه بفرمایید.
«شاید کسی که مثل فویر باخ می پندارد " انسان آن چیزیست که می خورد" می توانست به آسانی جواب دهد: به وسیله غذای ایرانی ، در کنار سفرۀ ایرانی .درست است که اکنون زندگی در " آپارتمان" و جاذبۀ " بیفتک" و" کوکاکولا" دیگر نمی گذارد ایرانی امروز به همان معنی گذشته " سر تا پا ایرانی " باقی بماند اما باز، شناخت سفرۀ ایرانی می تواند چیزی از ایران گذشته را از غرقاب تقلید و تسلیم امروزینه نجات دهد. در هر حال اگر درست است که فرهنگ و تربیت از پرورش جسم شروع می شود چگونه می توان تاثیر غذای ایرانی را در ایجاد ویژگیهای روحی واخلاقی او نادیده گرفت؟ در واقع غذا که مادۀ خام زحمت، وحتی مادۀ خام نظام اجتماعی است بیش از هر عامل حیاتی دیگر حدود تمدن، درجه رفاه، و میزان عدالت اجتماعی اقوام جهان را تعیین می کند و ازینجا نیز می توان دریافت که بررسی گذشتۀ غذای ایرانی لازم است تا بتوان واقعا به درستی معلوم کرد که « چگونه می توان ایرانی بود؟»
به هر حال درادب فارسی هم ، تا حدی مثل ادب عربی ، از دیرباز نوعی ادبیات و فرهنگ مربوط به سفره و غذا تدریجا بوجود آمده است که سنتها و ویژگیهای خاص خود را دارد.»
پی نوشت:
" آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی"
بی شک غذای سالم و پاک در بوجود آوردن جهان و آدم پاک نقش بسزایی داردو نمی توان نقش غذا را در فضایل و رذایل اخلاقی نادیده گرفت.
پرسش فرهنگی
چرا هندیها در دورانی از تاریخ خود زبان خود را رها کردند وبه فارسی شعر گفتند؟
دوستان ژرف اندیش ! شما میتوانید با مراجعه به کتب تحقیقی تاریخی و ادبی ،به جواب این پرسش دست یابید. در اینجا با استمداد از کتاب " دیروز امروز فردا" از آقای دکتر محمد علی اسلامی ندوشن به جواب مختصر اکتفا میکنم وشما را برای جواب مفصل به این کتاب و کتب مشابه ارجاع می دهم.
جواب : هر چه در هر زبان راجع به سرنوشت بشر و مفهوم زندگی و مرگ گفته شده ، شیرین ترین آن در فارسی نیز آمده است . زبان شاعرانۀ فارسی البته زبان علم نیست، زبان اقتصاد نیست، فراتر از علم حرکت می کند .آنجا که دیگر علم نمی تواند بعطش درونی انسان پاسخ بدهد، شعر فارسی وارد می شود. علم ، جنبه ابزاری دارد. برای بهبود زندگی مادی انسان بکار می رود و بسیار سودمند است ولی شعر انسان را به وطنی دیگر دعوت میکند که گرچه دست نیافتنی است( آرمانشهر) ولی در بطن نیاز انسان وجود دارد.زبان شعر زبان کائناتی است ، زبان همبستگی انسانی ، زبان " آشیانۀ سیمرغ". آیا آدمیزاد که دستخوش عوارضی چون بیماری و پیری و ناکامی و مرگ است ، آرزو نمی کندکه بر فراز آنها ماوایی و پناهگاهی بجوید یا لااقل از آن صدایی بشنود؟
زبان دیگری نمی شناسیم که آنهمه نقش چند گانه در سرنوشت ملتش ایفا کرده باشد. شعر فارسی بارقومیت ، استقلال ، آزادگی و فرهنگ را بر عهده داشته و از طرفی دیگر محمول تاریخ و حکمت و هنر وموسیقی به بهترین وجه بوده است. از همه اینها گذشته، زبان فارسی دنیای باستانی را با دنیای بعد اسلام متصل کرده است. در واقع یک کتاب شاهنامه قادر بوده است که دو « قارۀ زمانی »را بهم پیوند دهد.....
دانشگاه پیام نور؛ دانشگاهی ناکارآمد
این نوشته احقاق حقوق دانشجویانی است که بدلایل گوناگون جذب این دانشگاه شده اند و موقعی قصد ترک این دانشگاه را داشته اند که نه راه پیش دارند ونه راه پس. میتوان چشم را بست وبه مصداق " شتر دیدی ندیدی" از آن گذشت ولی تا کی باید همچون " کبک سر در برف کرد" واز مشکلات چشم پوشی کرد.
متاسفانه امتحانات این دانشگاه به اذعان اکثر دانشجویان این دانشگاه ، شاید دربردارندۀ کلیت کتاب باشد ولی در بردارندۀ آرامش وتمرکزو پیشرفت دانشجو نیست. چرا؟ دانشجو در این سیستم تلاش میکند تا بیشترین تعداد جواب درست را در پاسخنامه اش بزند (لازم بذکر است که بیشترین شکل سئوالات بصورت تستی است) همکاری و بعضی مواقع مشارکت؟! در تست زنی بین دانشجویان (که از قضا اکثریت را دختران تشکیل می دهند) و حتی مسئولین دانشگاه شاهد مثال است. این مهم را میتوان در اینجا جستجو کرد که چون امکان هر نوع بازبینی و تصحیح مجدد در این شیوۀ ( تستی) از دانشجو سلب می شود او به این شیوه متوسل می شود. بارها شده که دانشجویی احتمال نمرۀ مورد انتظارش را داشته ولی این سیستم امتحانی و نمره دادن، این احتمال را به صفر رسانده است و حق اعتراض بکلی در این سیستم امتحانی از او گرفته شده است. البته در امتحان تستی – تشریحی حق اعتراض در نظر گرفته شده است. یکی دیگر از مسائلی که مرتبط با سیستم امتحانات و بسیار ناکارآمد است سیستم اعلام نمرات است. چندین بار شده است که دانشجویی به انتظار اعلان نمرات خود بوده حتی نوبت ثبت نام ترم شده ولی هنوز برخی یا اکثر نمرات اعلام نشده که این هم از نقاط ضعف این دانشگاه محسوب می شود. قسمت دوم این نوشته را به سیستم اداری این دانشگاه اختصاص می دهم . سیستمی پیچیده و تو درتو که بسیاری از دانشجویان از چگونگی آن بی اطلاع هستند. البته این مورد به دانشجویان منحصر نمی شود. کادر آموزشی این دانشگاه( بویژه در شهرستانها) در مواجه با پرسش های متعدد دانشجویان و چگونگی برخورد با مشکل دانشجو اظهار بی اطلاعی می کنند. بعنوان نمونه اگر دانشجویی قصد خروج از کشور را داشته باشد اگر دانشجوی مرکز نباشد و گذرش به دانشگاههای پیام نور شهرستانها بیفتد این بیچاره باید" هفتخوان رستم " را بگذراند تازه اگر مسئول آموزش و مشاورۀ مربوطه اش بقا نون مسلط باشد ولی اگر به قانون مسلط نباشد اول مصیبت دانشجوست. البته در این مورد خاص تمام کار دانشجو به استان محول شده است . ندانستن قانون و راهکارهای قانونی یکی از مشکلات اساسی پیام نور است. مثلااگر دانشجویی از پیام نور کارت دانشجویی خود را گم کند فکر میکنید چه باید بکند؟این را از زبان کسی که کارتش را گم کرده بود نقل می کنم.مسئول مربوطه گفته بود اول باید گم شدن کارتش را در روزنامه آگهی بزند بعد آگهی را بنظر مسئول مربوطه برساند تازه بعد از آن اقدامات لازم انجام خواهد شد.آیا این سیر بررسی در همه دانشگاه ها وجود دارد یا فقط در دانشگاه پیام نور جاری است؟
قسمت سوم از نواقص این دانشگاه عدم امنیت و اطمینان کاری است . بعنوان نمونه چندی پیش اعلام شد که وزارت نفت برای استخدام در این وزارتخانه به فارغ االتحصیلانی در رشته های مرتبط نیاز دارد. فکر می کنید تبصرۀ این وزارتخانه چه بود؟
« فارغ التحصیلان همه دانشگاه ها بجز پیام نور و علمی – کاربردی »
آیا این اهانت به دانشجویان این دانشگاه ها نیست؟
با سابقه و تجربه ای که وجود دارد تمامی دانشجویان این دانشگاه بخاطر ساختارش ، حس دانشجویی در خود ندارندچه برسد به آرمان دانشجویی؟!.
متاسفانه در این چند سال کسانی به دلایل گوناگون نقش و جایگاه این دانشگاه را در مقابل دانشگاه آزاد آقای جاسبی برجسته کردند، این برجسته کردن احمقانه، تمام و کمال برای دانشجویان دانشگاه پیام نورخسارت و زیان بود و هست . رشد کمی و قارچ گونه این دانشگاه در هر کوی و برزن باعث بی ارزش شدن کیفیت این دانشگاه شده است. این نوشته مشتی بود از خروار ، باشد که موثر بیفتد .
قدیمی ترین نسخۀ غزلیات حافظ – " امید هاو روشنایی ها"
زلف آشفته او موجب جمعیت ماست
چون چنین است بس آشفته ترش باید کرد
در سالهای اخیر، بسیاری از مصححان و حافظ شناسان داخلی و خارجی بدنبال تصحیح نسخه ای کامل از دیوان حافظ بودند و در این میان ، برخی اشعار منتسب به این شاعر بزرگ پارسی و برخی مصرع ها و کلمات متفاوت باعث شده است تا همیشه این نزاع علمی میان حافظ شناسان وجود داشته باشد. از همین روی نقاط مبهم و تاریکی از زندگینامۀ حافظ بجا مانده است که با کشف این نسخۀ قدیمی، امیدی به روشن شدن این نقاط مبهم و تاریک بوجود آمده است. اگر بگوییم که درین ششصد سالی که بر ما گذشته است، حافظ نقش متعا دل کننده ای در فرهنگ ما ایفا کرده ، اغراق نکرده ایم.
آنجا که شادی کرده ایم ، نشاط مارا تلطیف کرده است و آنجا که بار سختی ، خواهش حیات را در ما بسردی و خاموشی می کشانده باز هم حافظ ، مارا به زندگانی و حیات فرا خوانده است. کشف قدیمی ترین نسخه غزلیات حافظ در کتابخانۀ با دلیان آکسفورد توسط دکتر علی فردوسی ، آغاز فصلی تازه و نو در مطالعات حافظ پژوهی است.
اهمیت این نسخه بیشتر بخاطر اشعاریست که در روزهای آخر حیات حافظ در سال 791 هجری کتابت شده است. بی شک این اثر منبع مناسبی برای تصحیح اشعار وی و روشن شدن بخشی از تاریخ ایران ، نقش بسزایی دارد.
این اثر به تایید اساتید مجرب همانند دکتر شفیعی کدکنی ، ایرج افشارو جناب آقای سلیم نیساری رسیده است.
هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نا دیده می بینی و هم ننوشته میخوانی

چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفتزده کرد؟
«آلبرت اینشتین» فیزیکدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی ارکلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) که در سال 1954 در آمریکا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را کاملترین ومعقولترین دین دانسته است
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از کتابهای شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند
یکی از این حدیثها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل میکند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات میکند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند: E = M.C22 >> M = E /C
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود
اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است.
اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقهفروش یهودی خریداری کرد
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.

مدرک جعلی = تضعيف نهاد دانشگاه
فکر می کنم عنوان موضوع بسيار روشن و گويا باشد. در اين چند سال ، کسانی بدنبال عامل يا عواملی بودند تا از تضعيف نهاد دانشگاه جلوگيری کنند. برخی کار را بجايي رساندند که انگشت تضعيف دانشگاه را به آنسوی مرزها نشانه رفتند وتضعيف دانشگاه را به دشمنان بيرونی و دنباله های داخليشان نسبت دادند.
ولی حالا چه می بينيم؟ مدارک جعلی دانشگاهی که حتی در دست مسولين دولتی؟؟؟ هم يافت می شود.البته تکليف مردم روشن است. البته هر پديده ای ريشه وعلتی دارد. ريشه اين پديده ضد فرهنگ و ضد ارزش را بايد در جای ديگر جستجو کرد. متاسفانه چند سالی است که مسابقه مدرک گرايي در بين اقشار مختلف مردم بويژه مسولين ؟! براه افتاده است. بی شک مدرک گرايي آفت علم وپژوهش است وکسانی که نالايق هستند با يک مدرک بر سر کار های کليدی ومهم گمارده می شوند و کسانی که لايق وساليان سال زحمت کشيده اند و تخصص کسب کرده اند با خط کشی های سياسی و عقيدتی به انزوا کشانده می شوند.ريشه پديده مدرک جعلی که امروزه دامنگير دانشگاه و جامعه را گرفته ، مدرک گرايي افراطی است. راه حل چيست ؟
اولين راه حل را بايد ازخود دانشگاهيان جستجو کرد . وظيفه حکم می کند که اساتيد دانشگاه تا جايي که امکان دارد در تقويت نهاد دانشگاه بکوشند . تقويت نهادهايي که روشنفکران بعنوان متخصصين در آن کنش می کنند ، اين نهادها ، بنيان های يک جامعه دموکراتيک و مردمسالار محسوب می شوند . دسته ديگر مسولين هستند .مسولين بجای دادن طرحهای خنده دار همچون يونيفورم های يکدست برای دانشجويان که امروز در روزنامه خواندم بفکر آبروی دانشگاه باشند . بی شک نمايندگان مردم در مجلس می توانند يکی از بهترين مدافعان دانشگاه باشند . هر تصميمی که در مجلس در مورد اين پديده ، که متاسفانه دامنگير مسولين دولتی شده ، ميتواند سنگ محکی برای راست آزمايي و ارزش گذاری باشد . اميد است مجلسيان از اين امتحان سر بلند بيرون بيايند.
کمیسیون اروپا سال 2010 را برای آدرس اینترنتی نگارش 6 در نظر گرفت

کمیسیون اروپا قصد دارد تا سال 2010 در حدود 25 درصد از آدرس های اینترنتی را تحت پروتکل IPv6 ارائه کند، نسخه قبلی پروتکل آدرس دهی که تحت نام IPv4 می باشد از سال 1984 ارائه شد که در مجموع 4.3 میلیون آدرس وب را پوشش می دهد. اما تنها 16 درصد از این تعداد در حال حاضر برای تخصیص دادن آزاد می باشد که با توجه به رشد وب پاسخگو نیست.
پروتکل جدید با رفع این مشکل به صورت تقریبی بی نهایت آدرس را ارائه می کند. به گفته Viviane Reding که عضو هیات مدیره کمیسیون اروپا در بخش اطلاعات اجتماعی و رسانه ها می باشد ، تغییرات مربوط به آدرس های اینترنتی نیاز به زمان دارد و احتمال آن می رود که تعداد قابل شماری از ارگان ها، شرکت ها و سایر استفاده کنندگان از آدرس های اینترنتی تا مدتی از پروتکل IPv4 استفاده کنند.
گرد آورنده : محمد علی نادری نژاد
منبع خبر : دنیای آی تی به نقل vnunet
عرفان کاذب یا پوستین وارونه؟!

جملۀ معروفی از فیلسوف چینی ، کنفوسیوس ، میگوید:« بجای لعنت بر تاریکی، چراغی روشن کن» مدتی است در مجامع دینی وفرهنگی ، دغدغه ای بروز کرده که بظاهر مهم وموجه است ونشان از حساسیت موضوع دارد: «عرفان های کاذب»
نمی دانم تاریخچه این عرفان از کجا واز کی متولد شده است؟ وحتی نمی دانم نامیدن این پدیده به این اسم درست است یانه؟ شخصیت های مختلفی در برابر آن موضع گرفته اند" از حوزه علمیه گرفته تا دانشگاه" تحلیل ها هم درین موضوع گسترده است از" تحلیل های بظاهر علمی تا فحش وناسزا به پدید آورندگان آنها " در اینکه این مکاتب وپدیده های معنوی بر حق وسعادتمند هستند یا نه؟ قضاوتی نمی کنم. در اینکه این پدیده معلول عوامل اجتماعی ، دینی ، اقتصادی وحتی سیاسی است داوری نمی کنم چرا که خود مثنوی هفتاد من میشود. پس حرف حساب در چیست؟ حرف حساب اینست که چرا بعضی ها دلسوزیشان همانند دوستی خاله خرسه ، نابخردانه وازروی هیا هوست. اگر آنهایی که ادعا میکنند این عرفانها ، گمراه کننده ومسموم کننده فضای جامعه هستند( البته خوش خیالی زیاد هم در این مورد نشانه حماقت است ) آیا تابحال راه حلی ارائه کرده اند؟! آیا تا بحال بسته خاک خورده ومتروک عرفان ایرانی – اسلامی را گشوده اند؟! یا فقط این بسته را در مورد مصرف خارجی وپرستیژ بین المللی و برخ کشیدن جهانیان مبنی بر با فرهنگ بودن ایرانیان باز کرده ایم؟ تابه کی تظاهر به با فرهنگ بودن ، اسلامی بودن و..... آموزش وپرورش ما چقدردر این زمینه ، موثر بوده است؟ بی شک آموزش وپرورش خلاق وقوی مشکل گشای بسیاری از مشکلات جامعه است. اگر باور ندارید خودتان می توانید با یک تحقیق میدانی به این ادعا برسید.اکنون چه باید کرد؟
1- جریان زاد ورود باید درسطح قابل تحملی که بحران زا نباشد، متوقف بماند.
2- آموزش بنوعی باشد که افراد کارآمد تربیت کند.
3- از اسراف وبیهوده کاری پرهیز شود.
4- پیشرفت تنها جنبه صنعتی ، اقتصادی ندارد بلکه باید بصورت همه جانبه نگریسته شود.
5- موازنه ای میان اندیشیدن اشراقی وتفکر صدرایی پدید آورد.
6- هر چه در فرهنگ ملی مانع پیشرفت باشد، بکناری نهاده شود. درقدیم کشتی که در گرداب می افتاد ، بارهای سنگین زائدش رابه دریا می ریختند ، تا سبکتر از طوفان بگذرد.البته این چه باید کرد؟ مختص این موضوع خاص نیست اما می توان از این مسئله نهایت استفاده را برد. در خبرها آمده بود که روزنامه انگلیسی « گاردین » بوستان وگلستان شیخ سعدی را در لیست صد اثر برتر ادبیات داستانی قرارداده است . در حالی که ادبیات داستانی امروز ایران در بیشتر نقاط جهان ناشناخته است وحتی نام « صادق هدایت » هم نتوانست ادبیات امروز ما را از مهجوریت خارج کند. ولی سعدی توانست با گذشت قرنها آبروی ادبیات داستانی ما را بخرد. این یعنی استفاده از ذخائر عظیم انسانی وفرهنگی .
باز هم می گویم: « بجای لعنت بر تاریکی ، چراغی روشن کن»

....درآرزوی نوشتن
آیا تابحال در یک روز گرم آرزوی آب خنک کرده اید.....
آیا تابحال در یک روز بارانی آرزوی چتر کرده اید ......
آیا تا بحال با مسافرت به یک کشور پیشرفته آرزوی همانند شدن را داشته اید....
ایا تا بحال با دیدن امکنه شریف آرزوی تشرف به آنجارا داشته اید.....
وبالاخره آیا تا بحال....
تابحال در گوشۀ ذهن خود موضوعی مثل پرنده بال وپر زده وشما بانوشتن ، آن پرنده را به بند کشیده اید.
درین مدت که مشغله هایی بغیر از نوشتن داشتم مدام حالت مرغ بال وپر کنده در قفس را داشتم.
فهمیدم که ننوشتن همانند خراب کردن گذشته است .
متوجه شدم که شاید با نوشتن بتوان هفت شهر عشق را تصاحب کرد.
در گذشتۀ ادبیات ما، به دبیری ونویسندگی بعنوان صنعت وفن توجه می شد.ولی حالا...
به نویسندگی به دید تفنن وبازی ورفع خستگی نگاه می شودکه بی شک اثر این نگاه بسیار مخرب است.
در کتاب چهار مقاله که اسم اصلی آن مجمع النوادر است پس ازمعرفی دبیری ونویسندگی ، شرایطی را برای این کاربرمیشمرد. درآن کتاب آمده:«....پس دبیرونویسنده باید که کریم الاصل ، شریف العرض،دقیق النظر،عمیق الفکروثاقب الرای باشدوازادب وثمرات آن قسم اکبروحظ وافی نصیب او رسیده باشد ومراتب ابنای زمانه شناسدومقادیر اهل روزگار داند....»
چندی پیش هم در آمریکا نویسندگان دست به اعتصاب !؟ زدندکه باعث شد تا مراسم اعطا جوائزگلدن کلوب تنها در یک نشست خبری برگزار شد. ومراسم اسکار هم در هاله ابهام فرورفت.
اعتصاب نویسندگان باعث توقف دهها نمایش تلویزیونی وسینمایی شد.
آخرین اعتصاب نویسندگان آمریکایی در سال1988بود که 22 هفته بطول انجامید که این اعتصاب در آنزمان 500میلیون دلار خسارت بجا گذاشت.
حالا شما مقایسه کنید این تاثیر سیاسی واجتماعی را با حال وهوای نویسندگی در ایران .
توخود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.
علمی و فرهنگی مهر
جايگاه علوم انسانی از"بودن تا شدن"
(نوشتار حاضر مقدمه ای از يک مقاله است که در کنگره ملی علوم انسانی که در اسفند ماه 1385 درسالن همايش های صداوسيما برگزار شدتوسط اينجانب با عنوان "جايگاه علوم انسانی ازبودن تاشدن "ارائه وبچاپ رسيد.)........![]()
«تخصص اری ، گسست از علوم ديگر نه»
گاهی به عنوان سوال و يا شايد به عنوان شبهه در برخی محافل دينی و دانشگاهی مطرح می شود که هر از چند گاهی بنا به دلايلی به آن پاسخ داده می شود و آن اين موضوع است که آيا علم ودين يا عقل و وحی در تضاد و تنافر هستند يا نه ؟